تبليغاتX
زخم سیاه
ترجمه نمایش نامه RED اثر John Logan را تمام کردم. کار شاهکاریه.

+ نوشته شده در  شنبه 26 شهریور1390ساعت 22:49  توسط مهرنوش فطرت | 

هیئت انتخاب بخش مسابقه فیلمهای مستقل نخستین جشن حمایت از فیلم کوتاه مستقل ، فیلمهای تجربی و انیمیشن راه یافته به این جشن را به شرح ذیل معرفی نمودند:
فیلمهای تجربی مستقل :
1-    در آستانه چهل سالگی / مهرداد سلیمانی
2-    کامیکازه / سید وحید نامی حسینی
3-    رستم نامه / سیده مهرنوش فطرت
4-    ترازوی هزار کفه / اسماعیل یوسفی رامندی
5-    مجهول / پیروز کرمی
6-    روزها / شیرین برق نورد
7-    نجواها / شیرین برق نورد
8-    سکوت برکه ها / فاطمه دست مرد
9-    رویای سنجاقک / عاطفه خادم الرضا
10-    گهواره خستگی من / روح الله بهرامی
فیلمهای انیمیشن مستقل :
1-    تولد / مریم یگانه
2-    مثل یک اتفاق سفید / مریم یگانه
3-    داستان دو خط / رامین رهبر
4-    پایان دایناسورها / حسن علیرضایی
5-    مترسک / حسن علیرضایی
به نقل از دبیرخانه جشن ، انتخاب این آثار را آقایان : ناصر باکیده ، آرش رصافی ، مهدی یارمحمدی ، ابوالفضل همراه و سرکار خانم اکرم ورشوچی فرد به عهده داشتند.
اطلاع رسانی و انتخاب آثار دیگر بخشهای جشن نیز از طریق سایت www.shortfilmsupport.com  اعلام خواهد شد.

این جشن به همت پایگاه حمایت از فیلم کوتاه مستقل و با هدف حمایت از فیلمسازان فیلم کوتاه مستقل برگزار می شود.

http://www.shortfilmsupport.com/NewsDetail.aspx?nId=a38f3001-c6d8-4eec-b013-07a2837875ff

+ نوشته شده در  شنبه 25 تیر1390ساعت 14:38  توسط مهرنوش فطرت | 
چهارشنبه همین هفته(11/3) ساعت یک بعدازظهر-دانشکده سینما تاتر دانشگاه هنر به آدرس: خ. شهیدمفتح - ضلع جنوبی ورزشگاه شهیدشیرودی - خ. ورزنده - روبروی فدراسیون كشتی - پ. 1/9 - جنب تالار هنر-دانشکده سینما تاتر دانشگاه هنر(اگر مترو طالقانی پیاده شوید, به راحتی میشه اومد ) اکران فیلم ماست (رستم نامه), دوستانی که در جشنواره ارسال تصویر و جاهای دیگر کار رو ندیدند,تشریف بیارن خوشحال میشیم..اگر تا امشب اومدنتون رو با یک پیغام زیر همین پست خبر بدین, که اسم رد کنیم دم در ممنون میشم.. دمتون گرم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 خرداد1390ساعت 21:36  توسط مهرنوش فطرت | 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: فرهنگ و هنر - سينما

برنامه‌ي نمايش فيلم‌هاي جشنواره فيلم تصوير از پانزدهم تا هفدهم اسفندماه اعلام شد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دبيرخانه تصوير سال برنامه نمايش فيلم‌هاي يادشده را به اين شرح اعلام كرده است:

يکشنبه، ‌١٥ اسفندماه

سئانس اول؛ ساعت‌٣٠ :15 تا ‌١٧– تالار بتهوون خانه هنرمندان

• با هم/ کارگردان: مريم فتحي‌فر، فرخ حنيفه‌نژاد/ ‌٢٠ دقيقه/ داستان

• مه دار/ کارگردان: مريم فتحي‌فر، فرخ حنيفه‌نژاد/ ‌٨ دقيقه

• اين شعر عاشقانه است/ کارگردان: مسعود قارداش‌پور طرقي/‌٥ دقيقه/تجربي

• قصه قبر ننه/ کارگردان: محمد كاظم‌زاده مژدهي/ ‌٥ دقيقه/ داستاني

• امروز هوا برفي است/ کارگردان: منصوره رادفر/ ‌٢٨ دقيقه/ مستند

• قيلوله/کارگردان: نيما جاويدي/ ‌١٠ دقيقه

سئانس دوم؛ ساعت ‌١٧ تا ‌١٩ - تالار بتهوون

• جذابيت‌هاي پنهان خيابان بيست‌وچهارم/کارگردان: مهدي قدياني/‌١٥ دقيقه/ مستند

• رؤياي گمشده/ کارگردان: احسان معصوم/ ‌٤٠ دقيقه

•کاما/ کارگردان: عطا مجابي/ ‌٦ دقيقه

• نجف دريابندري: يک دور تمام/ کارگردان: شميم مستقيمي/ ‌٤٥ دقيقه/ مستند (درباره نجف دريابندي، مترجم)

سئانس سوم؛ ساعت ‌١٩ تا‌٣٠ :20– تالار بتهوون

• مرغ /کارگردان: شاهد احمدلو /‌١٠ دقيقه/ داستاني

• مارکو گريگوريان/کارگردان: ساسان توکلي، زهرا راد/ ‌١٦ دقيقه/ مستند (درباره گريگوريان، نقاش)

• نفس‌کشي/ کارگردان: عباس جلالي يکتا/ ‌٢ دقيقه/ انيميشن

• اتاق نيمه‌تاريک، پنجره نيمه‌روشن/کارگردان: رويا مجدنيا/ ‌٥١ دقيقه/ مستند/ درباره عباس گنجوي، تدوين‌گر و پيشکسوت سينماي ايران)

دو‌شنبه ‌١٦ اسفندماه (مسابقه جوان)

سئانس اول؛ ساعت ‌١٠ صبح تا ‌١٣ بعد ازظهر– تالار بتهوون

• پس از صداي بوق پيام خود را بگذاريد /کارگردان: سعيد ملتجي/‌٥/٥ دقيقه/تجربي

• ده تا/ کارگردان: محمدصادق دهقاني/ ‌١٩دقيقه/مستند

• شاخ گربه/ کارگردان: جمشيد عبداللهي/ ‌٩دقيقه/داستاني

• رستم‌نامه/ کارگردان: سيده مهرنوش فطرت/‌٥ دقيقه/تجربي

• امشب وقت خوبي براي مردن نيست/کارگردان: علي عسگري/‌٤دقيقه/داستاني

• آخرين نما /کارگردان: رها رضوي /‌٦ دقيقه/تجربي

• نام ندارد /کارگردان: رها رضوي /‌٣ دقيقه/تجربي

• نوستالژيا /کارگردان: رها رضوي /‌٣ دقيقه /تجربي

• زندگي روستايي /کارگردان: رها رضوي /‌٥ دقيقه/تجربي

• آغلار گول/ کارگردان: بهروز عالمي/ ‌٢٠دقيقه

• آنفلوآنزا-A /کارگردان: اکتاي نيک‌سرشت /‌٣٠ .2 دقيقه/ انيميشن

• سبز زرد قرمز/ کارگردان: مهناز عليزاده/ ‌٣دقيقه/انيميشن

• چاه/کارگردان: امير رضا جلاليان/‌١٥دقيقه/داستاني

• گنج هستي/کارگردان: سياوش افشار/‌١٤دقيقه /تجربي

• درد مشترك/کارگردان: محمود مكتبي-طاهره گودرزي/‌٢دقيقه/تجربي

• چيزهايي كه نگفتيم/کارگردان: اميد غيائي-مارال پورمندان/‌٢دقيقه/داستاني

• خودنگاره‌ي فرانک/کارگردان: فرانک قرباني/‌١ دقيقه/ تجربي

• مهماني/ کارگردان: رقيه توکلي/‌١٠ دقيقه/ داستاني

• آفرينش/کارگردان: عرفان غياثي/‌٤دقيقه/تجربي

• هواي بسته‌بندي‌شده/ کارگردان: اکبر تراب‌پور/ ‌١٠ دقيقه/داستاني

• بهت‌زده/ کارگردان: محمد برزا/‌٤ دقيقه/تجربي

• با من تکرار کن /کارگردان: فائزه کنشلو /‌١٤ دقيقه/داستاني

• پايان بي‌صدا /کارگردان:/ يوسف حاتمي کيا /‌٤ دقيقه/داستاني

• يک بدون عنوان تلخ/کارگردان: سارا ايوزخاني/‌٣:30 دقيقه/داستاني

سئانس دوم؛ ساعت ‌١٤ تا ‌١٧– تالار بتهوون

• برگ و باد /کارگردان: البرز پورصياد /‌١٤ دقيقه/داستاني

• آن سوي حصار /کارگردان: داود ملک حسيني /‌٣٠ :2دقيقه/ تجربي

• حقيقت آينه /کارگردان: آرمين کشوري‌پور /‌٤ دقيقه/ داستاني

• ورود ممنوع /کارگردان: فرامرز وکيلي نکو /‌٢٦ دقيقه/ مستند

• ناگهاني/ کارگردان: آزاده کرم بارنگي/ ‌٣دقيقه/انيميشن

• و روزها مي‌گذرند/ کارگردان: معين رضايي‌راد/ ‌١٠دقيقه/داستاني

• خسوف پروانه/ کارگردان: محمود آزادنيا/ ‌٣دقيقه/انيميشن

• ملکه‌ات را قورت بده!/کارگردان: مرضيه سيدصالحي/‌٦ دقيقه/داستاني

• شام يادگاري /کارگردان: محمدرضا رمضاني /‌١٧ دقيقه/ داستاني

• پرنده/ کارگردان: محمد ميثاق کريمي رفيع/ ‌٨دقيقه/ مستند

• وقايع از آنچه در آينه مي‌بينيم به ما نزديک‌ترند /کارگردان: محسن رضاپور /‌٤ دقيقه/ انيميشن

• ميم و جيم /کارگردان: محسن رضاپور /‌١٠ دقيقه/ انيميشن

• اتاق سفيد/ کارگردان: سياوش مقدم/ ‌٣٦دقيقه/ مستند

• به خاطر يک دويستي لعنتي و دو اسلحه واقعي /کارگردان: اميد توتونچي /‌١٩ دقيقه/ داستاني

• همه مردان سرزمين من /کارگردان:/ اميد توتونچي‌٢ دقيقه/ تجربي

• سرباز/ کارگردان: مصطفي خواسته/ ‌٨ دقيقه/ داستاني

• به دستانم گوش بده/ کارگردان: حسين دادگر/‌٥٥ :9 دقيقه/داستاني

سئانس سوم؛ ساعت‌٣٠ :17 تا ‌٢٠:30– تالار بتهوون

• سنگ قبر/ کارگردان: مهدي سجادزاده/‌٣٠ .6 دقيقه/مستند

• دايره‌هاي معکوس/ کارگردان: مهدي فرد قادري/‌٢١ دقيقه/داستاني

• سفيدچاله/کارگردان: حسين نوشير/‌٥ .1 دقيقه/تجربي

• راه/کارگردان: حسين نوشير/‌٥ .3 دقيقه/تجربي

• به روايت من/ کارگردان: حسين نوشير/ ‌١ دقيقه/ تجربي

• خالي خيال/ کارگردان: ساناز رحماني/ ‌١١دقيقه/داستاني

• ننو گهواره دستي ننه مامان!/ کارگردان: احسان شادماني/ ‌٢٤دقيقه/مستند

• فال /کارگردان: نويد دانش /‌٥ دقيقه/ مستند

• باد مرا هر کجا که بخواهد مي برد /کارگردان: نويد دانش /‌١٠ دقيقه/ تجربي

• بوي گردو/ کارگردان: عليرضا دهقان/ ‌١٤دقيقه/ مستند

• از اين‌جا /کارگردان: سحر طرزي /‌٨ دقيقه/ داستاني

• هر چيز بي‌اهميت/کارگردان: مصيب حنايي/‌٢٠دقيقه/ داستاني

• قيمه نگار/ کارگردان: محمد صادق گلچين عارفي/ ‌٥ دقيقه/ داستاني

• من امروز اخراج شدم /کارگردان: حنانه السادات واحدي /‌١ دقيقه/ تجربي

• يک استکان چاي/ کارگردان: شيرين قره داغي/‌١٥. ‌٧ دقيقه/ داستاني

• سنگ سخن‌گو/کارگردان: فرنوش هدايت/‌١٠ دقيقه/ مستند

• سليمان زبان پرندگان مي دانست/ کارگردان: سپنتا صادقيان/‌٤ دقيقه/ تجربي

• سلاطين خيابان‌ها/ کارگردان: پاليز خوشدل، زينب تبريزي/ ‌٣٨ دقيقه/ مستند

سه‌شنبه ‌١٧ اسفندماه

سئانس اول؛ ساعت ‌١٧ تا ‌١٩ – تالار بتهوون

• محو/ کارگردان: عليرضا چيتائي/ ‌١٢ دقيقه

• بهانه/ کارگردان: رضا يوسفي/‌٤ دقيقه

• فيلم شروع شد/ کارگردان: عزت‌اله قرباني/ ‌٢:15 دقيقه

• دو خط موازي/ کارگردان: رامين رهبر/ ‌٥ دقيقه

• پيش‌پرده در باب غذاي ايراني/ کارگردان: سپيده ابطحي/ ‌٦٠ دقيقه/ مستند/ درباره غذاهاي ايراني

سئانس دوم؛ ساعت ‌١٩ تا‌٣٠ :20– تالار بتهوون

• محدوده‌ي محدود / کارگردان: زهرا درويشيان/‌٨ دقيقه/ تجربي

• ساعت‌ها/ کارگردان: روح اله مسرور/ ‌١٣ دقيقه / داستاني

• فروشنده/ کارگردان:مهدي ابراهيمي/ ‌٧ دقيقه

• متامورفوسيس/ کارگردان: سينا آذين/ ‌١٨دقيقه / تجربي

• برش کوتاه/ کارگردان: سياوش سراج زاهدي/ ‌٣٦ دقيقه/ مستند/ پشت صحنه فيلم "حوالي اتوبان" ساخته سياوش اسعدي با بازي شهاب حسيني، نورا هاشمي و گلچهره سجاديه)

انتهاي پيام

۱

۲

۳

۴

۵

۶

۷

 

+ نوشته شده در  جمعه 13 اسفند1389ساعت 21:19  توسط مهرنوش فطرت | 

رویای آریزونا یا زندگی یک معجزه است؟

پسری که عاشق فوتبال است زنی که عاشق آواز خواندن است و مردی که عاشق عاشق شدن است کنار ریلهای راه آهنی در مرز بین بوسنی ها و صرب ها, جایی که هیچ قطاری از آن نمی گذرد, می تپند. زن خیانت میکند.پسر به جنگ میرود و اسیر میشود و  مرد دختر جوان مسلمانی را به اسارت میگیرد تا با پسرش عوض کند اما عاشق دختر میشود.  جنگ تمام می شود و بین دو کشود مرز می کشند, دختر را میگیرند و پسر را پس میدهند و مرد تصمیم میگیرد خودش را بکشد اما الاغی مانع میشود و او هم خوشحال میشود که نمرده. و این میشود زندگی یک معجزه است.

 آنطرف تر در شمال قاره ای که کریستف کلمب کشفش کرد و بعد سرخ پوستها را کشتند زنی 40 ساله و زیبا که شوهرش را کشته چون قبل تر انگار وجود زن به دستش کشته شده کنار دخترخوانده ای نه چندان زیبا وارد مغازه ای می شوند که پراست از ماشین هایی با ایده های امریکایی و مهم تر از آن رویایی امریکایی. و پسر جوانی که جانی دپ هم باشد و از زیبایی امریکایی و رویای امریکایی کم ندارد عاشق زن میشود.عشقی که هواپیما میسازد و مدام سقوط میکند و موقعی پرواز میکند که جانی را عاشق دختر زن میکند و از او قول میگیرد که با او فرار کند و دختر خودکشی میکند. این میشود رویای آریزونا...

امیل کاستاریکا به قطع دارای گرایشات چپ  است و  بیش از هرچیز از آن فیلمی که برای مارادونا ساخته گرایشاتش معلوم میشود. شکی نیست که بخش هایی از مستند مارادونا با واقعیت تطابق ندارد و اسطوره می پروراند از انسانی که بیش از هر چیز انسان بوده و این انسان بودنش بوده که شریفش می کند. اما مرگ رویای امریکایی و این جمله در انتهای فیلم که امریکا دیگر چیز زیادی برای کشف ندارد , فضای پر از درد اما پرشور زندگی یک معجزه است و فضای یخ و نیمه جان رویای آریزونا آدم را بیش از هر چیز به تفکر به این سوال وا میدارد :آیا زنده بودن رویای امریکایی, همان مرگ  پرشور و اشتیاق درد است؟ و یا بالعکس..

به قطع فضای کارهای کاستاریکا آنقدر فانتزی و هنرمندانه فانتزی است که هیچ نکته ای  را مستقیما فریاد نمی کشد هر چند که میتوان گفت فریاد را میکشد. در هر دو فیلم فریادش به گوش میرسد یکی به سمت جسنجوی امید با یک الاغ و دیگری به سمت ناامیدی یا در آرزوی رویاهای نا امید کننده بودن. هر چند که بحث در اینجا جستجو روی فرهنگ یک منطقه جغرافیایی نیست و هدف این نیست که بگوییم اروپای شرقی یعنی این و آمریکای شمالی یعنی آن. اما کمی مقایسه فیلم رویای آمریکایی با مثلا فیلم راه انقلابی(چرخشی) یا فیلم های تارنتینو انگار دقیق ما را به این فکر وا میدارد که چرا قهرمان های همیشه در هچل اند, پس و پیش هم که بروند در هچل اند, جاده صاف کنند, مشهور شوند, یا ماشین هم که بسازند در هچل اند. حال آنکه قهرمان های فیلم زندگی یک معجزه است با هدف یا بی هدف دست و پا میزنند؟چه روی ریل قطار با اندیشه خود کشی تنها راه روند  چه روی تخت با معشوقشان عشق بازی کنند مضحکند و دست و پا زن , اما هرگز نمی ایستند...هر چند که در رویای آریزونا به رغم تلاش کاستاریکا برای دست و پا زدن زن های فیلمش جایی انگار می ایستند و توان حرکتی بیش از این ندارند و فقط در آرزوی این حرکت و آرزوی دوباره جوان شدن میمانند و به روح منقبض رویا بینشان باز میگردند.

این مسئله شاید با نگاه به اندیشه های کاستاریکا جوابی پر واضح داشته باشد .همان جوابی که شاید در اینجا ما هم به آن نزدیک شدیم. جواب برخورد متکثر و عاشقانه و پر از درد و شوق کمونیستی, و فرد گرایی تنها و رویا پرور و منقبض کاپیتالیستی. و در آخر این جهنمی که دنیا ساخته.

اما کاستاریکا هنرمندانه تر از این ها برخورد میکند.هر چند فضای این دو فیلم به شدت متفاوت است اما نقاط مشترکی آنها را به هم گره میزند. هر دو قصه مردانی دارند که دیوانه عاشق بودن اند,زنانی که در ابتدا دیوانه اند, افرادی که به مرگ فکر میکنند, و بعضی رویاها که آنقدر ها هم بزرگ و امریکایی نیست. اما جواب همه این تکثر و منطق منسجم انگار یک الاغ است که اشک میریزد و عاشق است و چه زندگی زیبا باشد چه نباشد چه معجزه باشد چه رویایی آریزونایی روی ریل می ایستد و به این راحتی ها حرکت نمی کند. چیزی شبیه به همان ناتوری که معلوم نشد خروجی نظام سرمایه داریست یا کمونیستی.

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 تیر1389ساعت 1:29  توسط مهرنوش فطرت | 
اولین پست این بلاگ مال 11 بهمن 84 بوده.نمی دونم دقیقا می شود کی روی تقویم زندگی شخصیم.حافظه ام یاری نمی دهد. حافظه ام مدت هاست یاری نمی دهد. و این برایم بد هم نیست. آدم ها و حوادث می آیند و می روند و من اصلا نمیدانم کی بود و کجا بود. مثل افسردگی اپیدمیک و با کلاس این مملکت تمایلی به نوشتن در باب یاس ها ندارم هر چند که داشته باشم هر چند که داشته باشی.چرت می نویسم . من باب دیوانه ها گرفته تا آندره برتون و ژیژک و آوینی و دسیکا و ناظم و از آن ور امام رحمت الله که این روز ها نقل مجلس است. مخاطب هم که این جا ندارد . می دانم. قدیم یک چندتایی داشت که به گمانم الان زدند به چاک. این هم به تخمم. پس هر آن چه حال داد با این پیش فرض که مخاطب به تخم شما هم هست نوشته می شود. ترجمه هم شاید بود لا به لاش. نوید هم نقد می نویسد. پس دور همیم....:دی

برای اولش یک کار از ناظم:

از مردن عار دارم

مردن به غروم بر می خورد(؟)

*

ترانه های انسانها از خود آنان زیباترند

از خود آنان امیدوارتر

از خود آنان غمگین‌تر

و عمرشان بیشتر

بیشتراز انسان ها به ترانه هاشان عشق ورزیدم (؟)

*

جدایی روی میز بود، توی پاکت سیگار

گارسون عینکی آنرا آورد اما تو آنرا سفارش دادی

جدایی دودی بود پیچان درون چشمهای تو

به رنگ سیگار تو (به زردی کاه)

*

جدایی در آن چیزهایی بود که از فکر تو می گذشت

در آن چیزهایی بود که از من پنهان می کردی

و چیزهایی که پنهان نمی کردی(همان)

*

پَر هم سنگینی دارد،

جدایی سنگینی نداشت اما وجود داشت (همان)

*

می خواهم زمان را در چنگ بگیرم و متوقف کنم

گرد و خاک طلائی سرعتش در میان انگشتانم باقی بماند (همان)

*

«ماتیس» میوه‌فروشی است که میوه های کیهانی می فروشد (همان)

*

تکه‌ای از عمر من از روی پل «سن‌میشل» به رود سن افتاد...

تکه‌ی عمر من همراه رود سن به سوی گورستان بزرگ رودها

روان خواهد شد (همان)

*

دستی درشت و خشن

دستی شبیه لاک‌پشتِ دریایی (همان)

*

بعضی ها انواع گیاهان را می شناسند

و بعضی ها انواع ماهیان را

من انواع جدایی ها را می شناسم (اتوبیوگرافی)

*

در سی و شش سالگی شش‌ماه را صرف عبور

از چهار متر مربع بتونی کردم (همان)

*

بیش از دریاها و کوهها و صحراها،

انسانها را دوست داشتم

و از انسان ها در شگفت شدم (نبرد آزادی)

-----------------------------------------

(1902-1963) Nazem Hekmat

برگرفته از:

آخرین شعرها. ناظم حکمت. انتشارات بامداد، 1359

ترجمه: رضا سیدحسینی- جلال خسروشاهی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 خرداد1389ساعت 2:33  توسط مهرنوش فطرت | 
زندگی یعنی امید عشق من

زیستن مشغله ای جدی ست

درست مثل دوست داشتن تو

ناظم حکمت

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 اردیبهشت1389ساعت 10:38  توسط مهرنوش فطرت | 
بعضی چیزا خیلی مهربونین. اونقدر که ساعت ها بهش فکر می کنی. اونقدر که توش غوطه می خوری. اونقدر که یادت میاد بعضیا چقدر با منش تر از تو جلوی بعضی چیزا واستادن و بعد یه شرمندگی بزرگ وجودتو منهدم می کنه. اینو گلزار نوشته. سال پایینی ما و از طرف دیگه سال بالایی ما . نه چون فقط اینو نوشته. چون قدر درد و می فهمه و این برام خیلی محترمه.همین.
 
 
 
در رثای مهرنوش و نوید..
اصلا می دونید چیه..؟شما دو تا امروز کلی منو ذوق مرگ کردید..کلی امیدوارم شدم...کلی این کره ی زمین نامتعادلم به تعادل رسیدوقتی فهمیدم می خواین واسه همیشه پیش هم بمونید..واسه همیشش زیاد مهم نبودا،اطمینانتون به حس هاتون دیوونم کرد...بعد ,از ظهر تا حالا نشستم واسه خودم و تو خاطراتم می چرخم...یادته نوید؟سه سال پیش اومدی و بهم گفتی دوسش دارم...یادته مهرنوش؟نمی دونستی از حس هات چی می خوای و از زندگی کلافه بودی؟یادتونه هر کدومتون جداگونه جوری سیگار می کشیدید که دل آدم می ترسید که نکنه بخوان فردا نباشن...
حالا اما...
سیگار کشیدنتون هم واسم آرامش بخشه...یه جورایی انگار زمین زیر پاتون صاف شده و آروم تر راه می رید..
من هم نشستم اینجا و یه لبخند با مزه نشسته گوشه ی لبم و هی ذوق می کنم و هی حسودیم می شه بهتون و هی اشکم می یاد و هی
..
آخ جون.
:)
 
+ نوشته شده در  شنبه 10 بهمن1388ساعت 0:40  توسط مهرنوش فطرت | 
خب قهرمان های هالیوودی. ذهن متلاشی. یک جور ایمان. درک. منطق. گذشتن. رد کردن. ایستادن. ایده ال های بی سر و ته. مرگ. سقوط. پل عابر. یک دنیا خود خواهی. سرا پا واژه. کوه میل. کراکوئر . دریدا. و بهتر از همه مارکس. در رفتن. انتهای یک سیر سلوک ادیپی. کمک. کمک. کمک. ترس. ترس. ترس. و باز هم قهرمان های هالیوودی. و باز هم کتره های یکسان.از زبان کس و نا کس. یک دنیا امید. سرد. یخ تر از دوستی.ساعت ۹. جریان خون. جای جای استخوان. مرگ. کم کم . زندگی. کم کم. زندگی؟.
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 بهمن1388ساعت 21:2  توسط مهرنوش فطرت | 
صدا. ۹ . ساعت. صدات. ۹. ساعت. کلمه. جمله. منظور. زندگی. زندگی کردن. ساده. خیلی ساده.

پر از امیدم . یه کم بیم. و یه انفجار.

ساعت. ۹. همین

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 دی1388ساعت 11:35  توسط مهرنوش فطرت |